فرهنگستان زبان و ادب
{palaeoserology} [باستان شناسی] بررسی خون شناختی بقایای استخوان های اجساد یخ زده یا مومیایی شدۀ انسان برای شناخت پیوندهای خونی و خانوادگی میان آنها
{palaeoserology} [باستان شناسی] بررسی خون شناختی بقایای استخوان های اجساد یخ زده یا مومیایی شدۀ انسان برای شناخت پیوندهای خونی و خانوادگی میان آنها
💡 روا نیست دانید در کیش یاری ز یاران دیرین فراموشی این حد
💡 چنان که خادم این در، بهار مدحسرای که هست بندهٔ دیرین و خاکسار قدیم
💡 تراوش می کند از خاک من کیفیت عشقی سفال کهنه ام، از بادهٔ دیرین نمی دارم
💡 وز آن پس داد گرگان را به آذین که با او یار یکدل بود و دیرین
💡 از نو چه خواهد آرد کس را به دام عشقش با عاشقان دیرین کمتر کند جفا را
💡 درین دیر کهن رسمیست دیرین که بی تلخی نباشد عیش شیرین