شاه پرند
لغت نامه دهخدا
شاه پرند. [ پ َ رَ ] ( اِخ ) نام بانوی ایرانی که نوه یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی بوده است. شاه پرند به عقد ازدواج ولیدبن عبدالملک خلیفه اموی درآمد و یزید سوم و ابراهیم را آورد. ( تاریخ ادبیات براون ج 1 ص 472 ). رجوع به شاه آفرید و شاهفرند و شاهفریدو شاهین شود و این همه اختلاف ضبط نام این بانوست.
فرهنگ فارسی
نام بانوی ایرانی که نو. یزد گرد آخرین پادشاه ساسانی بوده است ٠ شاه پرند بعقد ازدواج ولید بن عبدالملک خلیف. اموی در آمد و یزید سوم و ابراهیم را آورد ٠
فرهنگ اسم ها
اسم: شاه پرند (دختر) (فارسی)
معنی: نام نوه یزگرد پادشاه ساسانی
جمله سازی با شاه پرند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ازرق آنست کهآسمان بلند خوشتر از رنگ او نیافت پرند
💡 شکر لب چو گل در شکوه پرند شکسته به شیرین شکر نرخ قند
💡 بیاورد پس نامهای بر پرند نبشته بنوشینروان رای هند
💡 اوحدی، اینجا بتان پرند ولیکن کفر بود، گر به جز یکی بپرستیم
💡 بمشکرنگ لباس اندرون شدست هوا بلعل رنگ پرند اندرون شدست زمین
💡 دوست گر پوشدت پلاس و گلیم به که بیگانه پرنیان و پرند