لغت نامه دهخدا
شاه طلبی. [ طَل َ ] ( حامص مرکب ) عمل شاه طلب. شاه جویی. شاه خواهی.
شاه طلبی. [ طَل َ ] ( حامص مرکب ) عمل شاه طلب. شاه جویی. شاه خواهی.
عمل شاه طلب شاه جویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عافیت می طلبی، بی سر و پا باش سلیم سر درین باغ چو گل بر سر دستار منه
💡 به کیش زنده دلان زندگی جفا طلبی است سفر به کعبه نکردم که راه بی خطر است
💡 ق) او از سر بلندپروازی و قدرت طلبی تصمیم گرفت به قلمرو پادشاه مغولی هند تجاوز کند.
💡 هرکسی از پی مقصود خود اندر طلبی است حاصل آنست که ما از تو ترا میطلبیم
💡 بسیاری از سینماگران، سینما را با جنگ تجربه کردند و فیلمهایی که در بستر جنگ ساخته شده هیجان و حادثه را با حالات عرفانی و عدالت طلبی افراد را در بطن جنگ پیوند میزند که میتوان به فیلمهای