شاه تراش

واژه «شاه‌تراش» در متون قدیمی فارسی به صورت یک ترکیب وصفی به کار رفته و معنای خاصی در حوزه قدرت و سیاست دارد. این واژه به فردی گفته می‌شود که توانایی و نفوذ لازم برای به سلطنت رساندن شخصی را از میان دیگران دارد. در تعریف لغوی، شاه‌تراش کسی است که بدون وجود سابقه یا مقدمات رسمی، فردی را به مقام پادشاهی می‌رساند. این مفهوم بیشتر به نقش پنهان اما مؤثر افراد قدرتمند در شکل‌دهی به ساختار حکومت اشاره دارد. در برخی منابع، شاه‌تراش به کسی اطلاق شده که با نفوذ کلام، سیاست یا قدرت اجتماعی خود، فردی را شاه می‌سازد. این واژه بیانگر نوعی قدرت غیررسمی است که در پشت صحنه بر تعیین حاکمان تأثیر می‌گذارد. در معنای تاریخی، شاه‌تراش می‌تواند به اشخاص یا گروه‌هایی اشاره داشته باشد که در تغییرات سیاسی نقش تعیین‌کننده دارند. این نقش معمولاً بدون عنوان رسمی اما با تأثیرگذاری بالا در ساختار قدرت همراه بوده است. از نظر مفهومی، شاه‌تراش نماد توانایی در ساخت و تغییر جایگاه‌های حکومتی از طریق نفوذ و تدبیر است. بنابراین «شاه‌تراش» به معنای فردی است که با قدرت، سیاست یا نفوذ خود، زمینه به قدرت رسیدن یک شاه را فراهم می‌کند.

لغت نامه دهخدا

شاه تراش. [ ت َ ] ( نف مرکب ) آنکه مردی را بشاهی از میان قوم بردارد. آنکه بی سابقه و مقدمتی تنی را بشاهی نشاند. آنکه به نیرو و نفوذ کلام هر که را خواهد بشاهی نشاند. کسی که با نفوذ و سیاست خود هر کس را بخواهد شاه سازد. ( از فرهنگ نظام ).

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز