لغت نامه دهخدا
شانه گیری. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل شانه گیر. || مرادف شانه کردن که بمعنی اعراض و بهانه کردن و مضایقه نمودن است. ( بهار عجم ) ( آنندراج ).
شانه گیری. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) عمل شانه گیر. || مرادف شانه کردن که بمعنی اعراض و بهانه کردن و مضایقه نمودن است. ( بهار عجم ) ( آنندراج ).
عمل شانه گیر یا مرادف شانه کردن که بمعنی اعراض و بهانه کردن و مضایقه نمودن است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچو آیینه صافی همه یکرو باشیم چند دو روی و دو سر همچو سر شانه شویم