شامگاه زدن

لغت نامه دهخدا

شامگاه زدن. [ زَدَ ] ( مص مرکب ) نواختن نقاره یا طبل و نظایر آن بوقت شام. و این مرسوم و معمول نظام و سربازخانه هاست.

فرهنگ فارسی

نواختن نقاره یا طبل و نظایر آن بوقت شام. و این موسوم و معمول نظام و سربازخانه هاست.

جمله سازی با شامگاه زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر صبحگاه، چاک زند بر تن آسمان؛ هر شامگاه، خاک کند بر سر آفتاب

💡 وی شامگاه سه‌شنبه ۱۱ اسفندماه ۱۳۸۸ در منزل پدرش در اصفهان بازداشت شد..

💡 شب چو هند و ساحری بینی همی گر شامگاه از شبه گون پرده در چشم تو بنماید خیال

💡 شامگاه آرند نخاسان گردونی به عرض صد هزاران گلرخ اندر جامه نیلوفری

💡 بامدادان همه کهسار پر از وحشی بود شامگاه از همه پرداخته بودی کهسار

💡 در شامگاه پنج شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۸ سینما بهمن که در حال بازسازی و نوسازی بود دچار آتش‌سوزی شدید و خسارات سنگین شد.

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز