لغت نامه دهخدا
شاعر اطعمه. [ ع ِرِ اَ ع َ م َ ] ( اِخ ) کنایه از بسحاق حلاج. ( شمس اللغات ). مولانا ابواسحاق حلاج شیرازی صاحب دیوان اطعمه.
شاعر اطعمه. [ ع ِرِ اَ ع َ م َ ] ( اِخ ) کنایه از بسحاق حلاج. ( شمس اللغات ). مولانا ابواسحاق حلاج شیرازی صاحب دیوان اطعمه.
کنایه از بسحاق حلاج مولانا ابو اسحاق حلاج شیرازی صاحب دیوان اطعمه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 58) وسائل الشيعه، ج 16، كتاب اطعمه، باب 2،ص 409 (بهنقل از جزوه اهميت نظم و تدبير در اسلام،ص 10)
💡 به خوان اطعمه از خود مگوی نان شعیر که ناز را نخرند از کسی که زیبا نیست
💡 و من اطعم طعاما رياء و سمعه اطعمه الله تعالى من صديد جهنم وجعل ذلك الطعام نارا فى بطنه حتى يقضى بين الناس.
💡 عروس اطعمه، صوفی اگر هوس داری ز گفت و گوی چه حاصل، تو فکر در زر کن
💡 بس که حرفم چو طبیبان ز علاجست و دوا مینگویم سخن از اطعمههمچون بهسحاق
💡 چو درد جوع نهان است روز و شب به دلم به ذکر اطعمه امروز می کنم درمان