فرهنگستان زبان و ادب
{steering flow} [علوم جَوّ] شارش پایه ای که اثری قوی درجهت حرکت آشفتگی های درون خود دارد متـ. جریان راهبر steering current
{steering flow} [علوم جَوّ] شارش پایه ای که اثری قوی درجهت حرکت آشفتگی های درون خود دارد متـ. جریان راهبر steering current
شارش پایهای که اثری قوی درجهت حرکت آشفتگیهای درون خود دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا زلف و خال سوی رخت راهبر شدم از نکتههای کثرت و وحدت خبر شدم
💡 آن پيامبرى كه راهبر و راهنماى خير و دعوت كننده مردم بخوبى بود و بر تمام بندگان وشهرها بركت و بر همه جهانيان رحمت بود.
💡 خط به لعل آتشین یارشد خضر رهم روز روشن دود می گرددبه آتش راهبر
💡 در این دوران سنتها به عنوان راهکارها و شیوههایی از زندگی به ارث رسیده گذشتگان به شمار میروند. جامعه سنت راهبر همانهایی هستند که گذشتگان ترسیم کردهاند لذا سنتها مشخص کننده نحوه عمل انساناند.
💡 خداوند! على را براى ما نگهدار. آن پاكيزه سرشت خالص را براى ما نگهدار باش. و آنمومن راه يافته پسنديده را راهبر و راهنماى اين امت قرار ده.
💡 عزم چون افتاد صادق راهبر در کار نیست اشتیاق وصل شکر مور را پر می دهد