شادکامه کردن
مترادفها
شاد کردن، خوشحال کردن، مسرت بخشیدن
متضادها
غمگین کردن، اندوهگین کردن
لغت نامه دهخدا
شادکامه کردن. [ م َ / م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خندیدن به مصیبت و تشویش دیگران. ( شعوری ). خشنود شدن از رنج و آزار دیگری. ( ناظم الاطباء ): اشمات؛ شادکامه کردن دشمن. ( مصادر زوزنی ).
فرهنگ فارسی
خندیدن به مصیبت و تشویش دیگران
جمله سازی با شادکامه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او را بطلب بگو چه کردی ما را بدو وعده شادکامه