شادمانه کردن

لغت نامه دهخدا

شادمانه کردن. [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شادمان کردن. حبور. حبر.

فرهنگ فارسی

شادمان کردن حبور

جمله سازی با شادمانه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شمس دول طغانشه، زین امم کزوست ایام شادمانه و افلاک بختیار

💡 کار سپر می کند گشاده جبینی وای بر آن کس که شادمانه نباشد

💡 فلک بمن دل غمگین همی بنگذارد من از زمانه دل شادمانه می جویم

💡 گفتم که شادمانه زیاد آن سر ملوک گفتاکه شاد و آنکه بدو شاد، شادمان

💡 بادی چنانکه خواهی بر تخت مملکت از عمر شادمانه وز ملک شاد خوار

💡 خدایگانا آمد مه صیام و گذشت تو شادمانه بمان در جلالت و مگذر