شاخ گستر

لغت نامه دهخدا

شاخ گستر. [ گ ُ ت َ ] ( نف مرکب ) گستراننده شاخ. ( فهرست ولف ):
کنون خواه تاجش ده و خواه تخت
شد آن شاخ گستر نیازی درخت.فردوسی.

فرهنگ فارسی

گستراننده شاخ

جمله سازی با شاخ گستر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شادی نیافت هر که غم دلبری نداشت در سر هوای مهر پری گستری نداشت

💡 باد، هر سو خیمه رنگین گل بر پای کن ابر هر جانب بساز عیش و عشرت گستر است

💡 چون به عزم حضرت خورشید جمشید اقتدار آفتاب سایه گستر، سایه پروردگار

💡 بسایه گستری از خلق بر سر آمده یی که بر سر آمده زینست دایما پرده

💡 سایه گستر باش کافتد در زوال سایه خورشید چون کمتر شود

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز