سیم قراری

لغت نامه دهخدا

سیم قراری. [ م ِ ق َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سیم حلال. ( آنندراج ). سیم خالص. سیم خام:
در موسمی که از گل زرد و سفید باغ
سیم قراری و زر کامل عیار یافت.انوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سیم حلال. سیم خالص

جمله سازی با سیم قراری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از دست رفت دامن یاری که داشتم سیماب شد شکیب و قراری که داشتم

💡 جملهٔ شب بی قراری میکند نالهٔ خوش خوش به زاری میکند

💡 قراری نیست احوال جهان را و گر ملک جهان داالقرار است

💡 بود یک چاربرگه چار عنصر در آن گلشن که او دارد قراری

💡 نه در صفِ صادقان قراری دارم نه در رهِ عاشقان شماری دارم

💡 قراری یافت دل در نزد عشاق که شد درجان جان امروز کلی طاق

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز