سپید گویی

لغت نامه دهخدا

سپیدگویی. [ س َ / س ِ ] ( حامص مرکب ) بی پرده گویی. ( آنندراج ):
ز صبح مرگ خبر میدهد ولیک ترا
سپیدگویی آیینه پرده گوش است.واعظ ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بی پرده گویی

جمله سازی با سپید گویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دیان دادار و روز سپید به گردون گردان و تابنده شید

💡 نخل مرا شکوفهٔ صبح امید شد تا چشم انتظار به راهش سپید شد

💡 گل اندام همچون گل اندر بهار سپیدی چو برف و سیاهی چو قار

💡 گلیمی که باشد بدان سر سیاه نگردد بدین سر سپید این مخواه

💡 گفتمش چیست آن سپیدی سیم سینه اندر بساخته به میان

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز