لغت نامه دهخدا
سپهره بند. [ س ِپ ِ رَ / رِ ب َ ] ( اِ مرکب ) طلسم و جادو را گویند. ( برهان ). از لغات دساتیری است. رجوع به فرهنگ دساتیر و رجوع به سپهربند شود.
سپهره بند. [ س ِپ ِ رَ / رِ ب َ ] ( اِ مرکب ) طلسم و جادو را گویند. ( برهان ). از لغات دساتیری است. رجوع به فرهنگ دساتیر و رجوع به سپهربند شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حمله در گرد و هم فتنه هنوز بند عزم تو کرده کوهش کاه
💡 جهان تست در دست خسی چند کسان او به بند ناکسی چند
💡 تو را گر زهم بگسلم بند بند نباشد مرا کشتنت سودمند
💡 شاد دمی کان شه من آید خندان باز گشاید به کرم بند قباها
💡 سرت را در آرم به خم کمند کنم دست و پایت به آهن به بند
💡 ناله بلبل دلسوخته در بند قفس صبحدم موسم گل سوی گلستان که برد