سپل دار

لغت نامه دهخدا

سپل دار. [ س َ پ َ ] ( نف مرکب ) ذات الخف. نرم پای. ج، سپل داران ( = نرم پایان، ذوات الخف ). رجوع به سپل شود.

فرهنگ فارسی

ذات الخف نرم پای نرم پایان

جمله سازی با سپل دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بین اکتبر ۱۹۲۹ یعنی هنگامی که فن سپلین نخستین سرویس فرا اقیانوس اطلس را افتتاح کرد و ۶ می ۱۹۳۷ که هیندنبورگ آتش گرفت، کشتی‌های هوایی اصلی‌ترین شیوه مسافرت هوایی با مسافت زیاد بودند.

💡 تپه سپل در شهرستان خرم‌آباد، بخش دوره چگنی، دهستان تشکن، روستای کریه دو واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۸۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۲۲۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 رومل به مهندسی و پرواز علاقه داشت و به شکل جدی کار در کارخانه کشتی هوایی فردیناند فون سپلین در فریدریشس‌هافن را از نظر گذراند.

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز