سور زدن

لغت نامه دهخدا

سور زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) بمهمانی رفتن. سور خوردن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) به مهمانی رفتن سور خوردن.

جمله سازی با سور زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تواند دید گر نور ملک را کور با عینک تواند گشت گر سور فلک را مور با سلم

💡 سرو را ماند کآورده گل سوری بار بینی آن سرو که خندان گل سوری بر اوست

💡 افزود اگرش به لاله سنبل چه کم است آمد سوسن طراز سوری چه غم است

💡 حافظ، ز غم از گریه نپرداخت به خنده ماتم زده را داعیهٔ سور نماندست

💡 بلبل ز صبا، عشق بیاموز، که عمری جان داده و خشنود، به بوی از گل سوری است

💡 از پی سور بهار یاسمن آذین ببست بستان کان دید کرد قبه‌ای از ارغوان

تخذم یعنی چه؟
تخذم یعنی چه؟
میراد یعنی چه؟
میراد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز