فرهنگستان زبان و ادب
{bone-conduction hearing aid} [شنوایی شناسی] سمعکی که مبدل آن بر روی زائدۀ پستانی (mastoid ) گوش قرار می گیرد و ارتعاشات آن از راه استخوان به حلزون می رسد متـ. سمعک اُست راهی
{bone-conduction hearing aid} [شنوایی شناسی] سمعکی که مبدل آن بر روی زائدۀ پستانی (mastoid ) گوش قرار می گیرد و ارتعاشات آن از راه استخوان به حلزون می رسد متـ. سمعک اُست راهی
سمعکی که مبدل آن بر روی زائدۀ پستانی (mastoid) گوش قرار میگیرد و ارتعاشات آن از راه استخوان به حلزون میرسد.
💡 من سگ اصحاب کهفم بر در مردان مقیم گرد هر در مینگردم استخوانی گو مباش
💡 نخوانش دل که جسم ناتوانی است مگویش سر که مشتی استخوانی است
💡 معمولاً شکستگیهای استخوانی در اطراف پروتز نصب شده، حین یا پس از جراحی در جمعیت سالخورده مشاهده میگردد.
💡 نماند بغیر از پر و استخوانی از آن کو نهد سوی این خانه گامی
💡 ماند بر خوان غم از من استخوانی چند و بس گر دهی فرمان سگانت را کنم مهمانیی