لغت نامه دهخدا
سمرقاوه. [ س َ م َ وَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میان بخش تربت جام شهرستان مشهد. دارای 357 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
سمرقاوه. [ س َ م َ وَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میان بخش تربت جام شهرستان مشهد. دارای 357 تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
دهی است از دهستان میان بخش تربت جام شهرستان مشهد.
💡 آنسان درخت زفت قوی چون ثمر نداد خواهد شدن فسانداش اندر جهان سمر
💡 زین ملک تا ملکان فرق بسی هست ارچه نام با نام شهان در سمر آمیختهاند
💡 من شیدا چرا از عقل و دین یک باره برگشتم به رندی سر برآوردم به رسوائی سمر گشتم
💡 وی بازیگر فیلمهایی همچون اوه عزیزم! اینجا هند است، فضا، مسیر آتش، پس ببخشید، زبیدا، ان.اچ. ۱۰، سمر، سرداری بگم، سحر و اسب هفتم خورشید بودهاست.
💡 سیما سمر رئیس کمیسیون حقوق بشر افغانستان برخی تخلفات انجام شده را ذکر کرد که شامل فهرست زیر میشود:
💡 من بی دل و تو دلبر و در زاری و خوبی تا حشر بخوانند به خوبی سمر ما