سلام قاری

لغت نامه دهخدا

سلام قاری. [ س َ م ِ ] ( اِخ ) مکنی به ابی المنذر. و اصحاب عدل او را ابوالمدبر نامیدندی. او از متکلمین مجبره است. وقتی غلام و کنیزک خویش را در کاری ناشایست یافت وگفت وای برشما این چیست !! غلام گفت قضائی از خدای متعال. سلام گفت چون تو را بقضا و قدر خدای ایمان است ترا آزاد کردم و کنیزک را نیز بزنی تو دادم. ( از ابن الندیم ).

فرهنگ فارسی

مکنی به ابو المنذر. و اصحاب عدل او را ابوالمدبر نامیدندی.

جمله سازی با سلام قاری

💡 بر تو سلام می کنم گرچه فرود یافتم با شرف جواب تو قدر سلام خویش را

💡 همچو دو بنده که برین از خدا بر تو سلام است و بران لعنت است

💡 به هر رقم که گشایم نظر ز صفحه خاطر همه سلام تو بینم همه پیام تو یابم

💡 خواهی که کاروان سلامت بود ترا همراه خویش کن به سوی ما سلام دوست

💡 یکبار رسانیش سلام همه عشاق صد بار از آن من تنها برسانی

💡 حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل بانگ رسید کیست آن گفتم من غلام دل

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز