سلاح شوری

لغت نامه دهخدا

سلاح شوری. [ س ِ ] ( حامص مرکب ) فن سپاهیگری داشتن. عمل سلاحشور: تو در این خانقاه قلب این سلاحشوری می کنی. ( کتاب المعارف ).

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع - فا. ] (حامص. ) نک سلحشوری.

جمله سازی با سلاح شوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ذات ایزد اگر دست گیردت فردا غلام و اسب و سلاح و سوار و خیل و حشم

💡 خنجر و زوبین سلاح چشم او شد تا مرا کشتهٔ خنجر کند یا خستهٔ زوبین کند

💡 چو آنجا، نی صلاح جان و تن دید هزیمت را سلاح خویشتن دید

💡 غازیان را ز پی غارت و سهم قوّت از اسب و سلاح و خدم است

💡 هر که برگیرد سلاح از یاد او زوگریزد دشمن و صیاد او

💡 با سلاح و اسب و با گنج و گهر کی رسی در وصل حق ای بی‌بصر

کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز