لغت نامه دهخدا
سقای مرغان. [ س َق ْ قا ی ِم ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حواصل بلحاظ کلانی حوصله او گویا که حوصله او بمنزله مشک اوست. و در منتخب نوشته مرغی است که در زیر گلو آب نگاه میدارد. ( غیاث ) ( از آنندراج ). و رجوع به مرغ سقا ذیل سقا شود.
سقای مرغان. [ س َق ْ قا ی ِم ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) حواصل بلحاظ کلانی حوصله او گویا که حوصله او بمنزله مشک اوست. و در منتخب نوشته مرغی است که در زیر گلو آب نگاه میدارد. ( غیاث ) ( از آنندراج ). و رجوع به مرغ سقا ذیل سقا شود.
حواصل بلحاظ کلانی حوصله او گویا که حوصله او بمنزله مشک اوست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گلرخان گل گریبان چاک و چون مرغان باغ عاشقان بیخود از مستی علالا افکنند
💡 تا ژ گل نام و ز گلزار نشان خواهد بود کار مرغان چمن آه و فغان خواهد بود
💡 ه- سليمان (عليه السلام ) از رهگذر درك زبان مرغان، توانست بلقيس را بيابد و برحكومت او (يعنى حكومت ابرقدرت زمان ) چيره شود.
💡 رنجی که جان من به همه باب از او کشید مرغان کشند از آتش سوزان و باب زن
💡 حضرت فرمود: آل داود هشتاد مرد و هفتاد زن بودند و يك روز ترك مواظبت محراب عبادت خودنكردند، پس چون داود عليه السلام به عالم قدس رحلت نمود سليمان پادشاه شد و گفت: اى گروه مردمان ! خدا به ما تعليم كرده است زبان مرغان را.
💡 یاد از این مرغ گرفتار کنید ای مرغان چون تماشای گل و لاله و شمشاد کنید