سرمه ٔ مست

لغت نامه دهخدا

سرمه مست. [ س ُ م َ / م ِ ی ِ م َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سرمه که به شوخی ورعنایی در چشم کشند. ( غیاث ) ( آنندراج ):
سرمه مست به خون خواری چشمت افزود
چون سیه مست شود ترک بلا می افتد.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ). || چشم:
همچو کیفیت صحت نبود نشأه می
کرده بیهوش چنین سرمه مست تو مرا.ملا طاهر وحید ( از آنندراج ).

جمله سازی با سرمه ٔ مست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به چشم سرمه‌آلودت چه جای نسبت نرگس ز کوریهاست هر کس تا به اینجا گفتگو دارد

💡 زمانی در سواد سایهٔ مژگان تأمل کن مگر از سرمه دریابی شکست رنگ فریادم

💡 بر درت گرچه زدم خاک به چشمان رقیب حیف از آن سرمه که در دیده نابینا رفت

💡 در كتاب محاسن از حضرت رضا (عليه السلام ) از پدران بزرگوارش از على (عليهالسلام ) نقل شده كه در ضمن حديثى فرمودند: اما سرمه شيطان خواب و شربتش غضب ومكيدنيش دروغ است.

💡 از حسرت آن چشم، که بی سرمه سیاهست خون می رود از چشم سیاه همه خوبان

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز