لغت نامه دهخدا
سرخان جوب پائین. [ س ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان خاوه بخش دلفان شهرستان خرم آباد. سکنه آن 300 تن. آب آن از رودخانه خاوه. محصول آن غلات، توتون، لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
سرخان جوب پائین. [ س ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان خاوه بخش دلفان شهرستان خرم آباد. سکنه آن 300 تن. آب آن از رودخانه خاوه. محصول آن غلات، توتون، لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیشتر مردم منطقهٔ کوهستانی شمالشرقی تاشکند، آنسوی سد چورووک تاجیکاند، همچنین مردم بخشهایی از درهٔ فرغانه، ولایت جیزخ، سرخاندریا و قشقهدریا.
💡 ابتدا مبارزان تاجیک از دریای آمو عبور و بالای ولایت سرخان دریای ازبکستان حمله کردند و بهشدت ساختمانهای شهر را راکت باران و تخریب کردند.
💡 در ۲۶ فوریهٔ ۲۰۲۲، استقلال دوشنبه اعلام کرد که جورهبایف باشگاه را ترک کرده و به سرخان در لیگ برتر ازبکستان پیوستهاست.