لغت نامه دهخدا
سرخان جوب بالا. [ س ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان خاوه بخش دلفان شهرستان خرم آباد. دارای 300 تن سکنه است. آب آن از رودخانه خاوه. محصول آن غلات، توتون، لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
سرخان جوب بالا. [ س ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان خاوه بخش دلفان شهرستان خرم آباد. دارای 300 تن سکنه است. آب آن از رودخانه خاوه. محصول آن غلات، توتون، لبنیات است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
ده دهستان خاوه بخش دلفان شهرستان خرم آباد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرزمین محال ثلالث از شرق به سولده شهرستان نور و از غرب به رودخانه سرخانی مرز بین مازندران و گیلان محدود بود.
💡 تِرمِذ (در بعضی متون کهن تِرمِد) یکی از شهرهای ازبکستان و مرکز استان سرخاندریا است. زبان مردم شهر ترمذ فارسی تاجیکی و ازبکی است.
💡 زائر مراداللهیویچ جورهبایف (متولد ۱۶ سپتامبر ۱۹۹۸) بازیکن فوتبال اهل تاجیکستان است که برای باشگاه فوتبال سرخان ترمذ و تیم ملی فوتبال تاجیکستان بازی میکند.
💡 اگر به دنبال نقاط کوهستانی هستید: کوه پدری (جم)، گرو (انارستان)، روستای بیدو سفلا، روستای موردی، کوه سرخان (روستای تشان)، کوه زیرکوه (روستای پشتو)
💡 دِهْنَوْ (به ازبکی: Денов) شهری در ولایت سرخاندریا کشور ازبکستان است که در سرشماری سال ۲۰۱۰ میلادی، ۹۷٬۱۹۶ نفر جمعیت داشتهاست. بیشتر باشندگان این شهر تاجیک هستند و به زبان فارسی گپ میزنند. این شهر در جنوب ازبکستان و در نزدیکی مرز تاجیکستان قرار گرفتهاست.