سرخ شبان

لغت نامه دهخدا

سرخ شبان. [ س ُ ش َ ] ( اِخ ) در کتب فارسی خاصه جاماسپ نامه نام موسی کلیم اﷲ است و گوید سرخ شبان باهودار و باهو به موحده بمعنی چوب دستی و عصا است و همانا رنگ چهره آن حضرت حمرت داشته:
باهو چو شبان وادی ایمن
نشگفت که اژدها کنی باهو.؟ ( از انجمن آرای ناصری ) ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

در کتب فارسی خاصه جاماسپ نامه نام موسی کلیم الله است.

جمله سازی با سرخ شبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به جستجوی تو ای صبح در شبان سیاه بسا که قافله آه کرده‌ام راهی

💡 زعدل عالم آرایش نشاید گر عجب داری که اندر حفظ بره گرگ را همچون شبان بینی

💡 در میان مسیحیان پروتستان، به روحانیان مرد و همچنین زن، کشیش و شبان گفته می‌شود.

💡 گرانبار مصيبتهايى بر من فرو ريخته است، كه اگر بر روزهاى روشن فرو ريزندچون شبان خواهند شد.

💡 بهشاد مختاری کار خود را از سال ١٣۷۷ در تئاتر آغاز کرد و از سال ١٣۸۲ وارد سینما شد. به گفته خودش، نخستین انگیزه بازیگری در وی در سن ۶ سالگی‌ با دیدن بازی مهدی هاشمی در سریال سلطان و شبان بوده است.

💡 به موصل براهیم بد مرزبان پرستارش یزدان به روز و شبان

رایزنی یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز