لغت نامه دهخدا
سرای جاوید. [ س َ ی ِ جا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از بهشت عنبرسرشت باشد که جنةالمأوی است. ( آنندراج ) ( برهان ). بهشت. ( شرفنامه ). || آخرت. ( رشیدی ).
سرای جاوید. [ س َ ی ِ جا ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از بهشت عنبرسرشت باشد که جنةالمأوی است. ( آنندراج ) ( برهان ). بهشت. ( شرفنامه ). || آخرت. ( رشیدی ).
کنایه از بهشت عنبر سرشت باشد که جنه الماوی است بهشت یا آخرت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۱۰- حدود سه یا چهار مقاله دربارهٔ امامزادهها در مجله میراث جاویدان اداره اوقاف
💡 اگر غم دل من جمله عمر میبودی به گیتی اندر بیشک بماندمی جاوید
💡 حسرت جاوید از نایابی مطلب مپرس نارسایان آنچه میجویند من گم کردهام
💡 مؤمن چو بکین تو کمر بندد یکروز جاوید بود با کمر کین تو در نار
💡 ای خواستار جود و تو را شاه خواستار جاوید و شاد باش تو با خواستار خویش