سراب باینجقلو

لغت نامه دهخدا

( سرآب باینجقلو ) سرآب باینجقلو. [ س َ ب ِ ی ِ ج ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان حسین آباد بخش دیواندره شهرستان سنندج واقع در 10 هزارگزی خاور حسین آباد. هوای آنجا سرد و دارای 200 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه و چشمه تأمین می شود. محصول آنجا غلات، حبوب، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

( سر آب باینجقلو ) دهی است از دهستان حسین آباد بخش دیواندره شهرستان سنندج واقع در ۱٠ هزار گزی خاور حسین آباد هوای آنجا سرد و دارای ۲٠٠ تن سکنه است.

جمله سازی با سراب باینجقلو

💡 سراب سوره، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دهگلان در استان کردستان ایران است.

💡 آن مصر مملکت که تو دیدی خراب شد و آن نیل مکرمت که شنیدی سراب شد

💡 به پیریم هوس مستی از دماغ به‌در زد قدم نگون شد و پل بست‌ کز سراب گذشتم

💡 دوید در پی آب و نیافت غیر سراب دوید در پی نور و نیافت الا نار

💡 توضيحى پيرامون به راه انداخته شدن كوه ها و سراب شدنشان (و سيرتالجبال فكانت سراباء)

💡 به باد رفت امیدی که داشتم از خلق فریب بود فروغی که از سراب دمید