لغت نامه دهخدا
ستیزگاری. [ س ِ ] ( حامص مرکب ) عمل ستیزگار و ستیزگر: اپرویز از آنجا که ستیزگاری و بدخویی اورا بود نبشت که... ( فارسنامه ابن البلخی ص 105 ).
ستیزگاری. [ س ِ ] ( حامص مرکب ) عمل ستیزگار و ستیزگر: اپرویز از آنجا که ستیزگاری و بدخویی اورا بود نبشت که... ( فارسنامه ابن البلخی ص 105 ).
عمل ستیزگار و ستیز گر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درآمد به نزدیک یل تند و تیز گرفتش گریبان ز روی ستیز
💡 ستیز فیلمی به کارگردانی عزیزاله بهادری و نویسندگی عزیزاله بهادری و احمد نجیب زاده محصول سال ۱۳۵۵ است.
💡 چرا با جان خود چندین ستیزی چرا بیهوده چندین اشک ریزی
💡 چو عشق آمد ای عقل خیز و گریز که خاشاک نکند به آتش ستیز
💡 میخائیل، امیر تِوِر با گئورگی (یورمی) امیرِ مسکو در رسیدن به مقام امارت بزرگ روس به ستیز پرداختند و روسها به عللی جانب میخائیل امیر تِوِر را گرفتند.