ستمکش نواز

لغت نامه دهخدا

ستمکش نواز. [ س ِ ت َ ک َ/ ک ِ ن َ ] ( نف مرکب ) نوازنده ستمکش. تسلی دهنده بر ستم دیده. که ستم دیده را دلجویی کند:
ستم راز خود دور دارم بهش
ستمکش نوازم ستمکاره کش.نظامی.

فرهنگ فارسی

نوازنده ستمکش تسلی دهنده بر ستم دیده که ستم دیده را دلجویی کند.

جمله سازی با ستمکش نواز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ستمکش بدان سختی اندر بمرد برفت و ستم با تن خود ببرد

💡 به هستی‌ام غم بست و گشاد دل خون‌کرد ستمکش نفسم بند این قفا شده‌ام

💡 گه تاب سر زلف مشوش میده گه عشوه این جان ستمکش میده

💡 که و مه، در افگنده سرها بزیر ستمگر، بدست ستمکش اسیر

💡 آه کز جان ستمکش نفسی بیش نماند وان طبیب دل و جان همدم بیمار دگر

عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
اپراتور یعنی چه؟
اپراتور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز