سبیل بند

لغت نامه دهخدا

سبیل بند. [ س ِ بی ب َ ] ( اِ مرکب ) نوعی پارچه ای که سبیل رابر آن بندند تا شکل مخصوص گیرد. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

نوعی پارچه که سبیل را بر آن بندند تا شکل مخصوص گیرد

جمله سازی با سبیل بند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسیار بود که خاموشی بر سبیل تأدیب افتد سخن گوی را که ترک ادبی را کرده باشد اندر چیزی.

💡 بدوستی و بنان و نمک که عزم آن بود که بر سبیل تماشا کنم سوی تو گذار

💡 سبیل پیروی آیین یاری بلند است و روی لب‌ها را می‌پوشاند، تا یار، خودی را از بیگانه بازبشناسد.

💡 به می سبیل کنم خون خود که خوبان را به سوی خویش توانم بدین سبیل کشید

💡 ز سلسبیل لبت بس که باده گشت سبیل جز آن دو نرگس بیمار در خمار نبود

💡 از مشهورترین افرادی که سبیل مسواکی داشتند می‌توان به آدولف هیتلر، چارلی چاپلین اولیور هاردی و جرج اورول اشاره نمود. سبیل مسواکی عناوین دیگری نیز دارد. مانند: هیتلری، چارلی چاپلین و تمبر پستی.

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
دالین یعنی چه؟
دالین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز