لغت نامه دهخدا
سبعه سیاره. [ س َ ع َ / ع ِ ی ِ س َی ْ یا رَ / رِ ] ( اِخ ) هفت اختر. کواکب سبعه که عبارتند: قمر، عطارد، زهره، شمس، مریخ، مشتری، زحل:
کواکب، مه و تیر و ناهید می دان
چو خورشید و بهرام و برجیس و کیوان.( از یادداشت مؤلف ).
سبعه سیاره. [ س َ ع َ / ع ِ ی ِ س َی ْ یا رَ / رِ ] ( اِخ ) هفت اختر. کواکب سبعه که عبارتند: قمر، عطارد، زهره، شمس، مریخ، مشتری، زحل:
کواکب، مه و تیر و ناهید می دان
چو خورشید و بهرام و برجیس و کیوان.( از یادداشت مؤلف ).
هفت اختر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گردد از دور فلک سیاره دامنگیر من ور نه من فارغ ز چرخ پیر نیلی چادرم
💡 بر اسب پیلتن خرد او را چو دید گفت بر شیر آسمان شه سیاره شد سوار
💡 سیسرون در کتاب «درباره طبیعت خدایان»، سیارههای شناختهشده در سده نخست پیش از میلاد را با نامهایی که در آن زمان داشتند، برمیشمرد:
💡 هر شب کنم ز درد نفس صاف و تن زنم ترسم ز نالهام دل سیاره بشکند
💡 زمینیسازی به آمادهسازیِ جَو، دما، مکاننگاریِ پوسته یا بومشناسیِ یک سیاره یا قمر به سبکِ کرهٔ زمین برای زندگی انسان میگویند.