لغت نامه دهخدا
سباق بردن. [ س ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) پیشی گرفتن. جلو افتادن:
ای خداوندخراسان و شهنشاه عراق
ای بمردی و بشاهی برده از شاهان سباق.منوچهری.
سباق بردن. [ س ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) پیشی گرفتن. جلو افتادن:
ای خداوندخراسان و شهنشاه عراق
ای بمردی و بشاهی برده از شاهان سباق.منوچهری.
پیشی گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای خداوند خراسان و شهنشاه عراق ای به مردی و به شاهی برده از شاهان سباق
💡 یکسره بردند ز عالم سباق از مدد علم و دم اتفاق
💡 ب. احتمال هاى ياد شده بايد با سباق و سياق آيه مورد بحث، خطوط كلى معارف قرآنى، مبانى عقلى، قواعد ادبى هماهنگ و سازگار باشد؛ از اين رو احتمال هاى ناسازگار با وحى يا مخالف عقل يا ناهماهنگ با قواعد ادبى مقبول نيست.