سباق بردن

مترادف‌ها

پیروز شدن، برنده شدن

متضادها

باختن، شکست خوردن

لغت نامه دهخدا

سباق بردن. [ س ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) پیشی گرفتن. جلو افتادن:
ای خداوندخراسان و شهنشاه عراق
ای بمردی و بشاهی برده از شاهان سباق.منوچهری.

فرهنگ فارسی

پیشی گرفتن

جمله سازی با سباق بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای خداوند خراسان و شهنشاه عراق ای به مردی و به شاهی برده از شاهان سباق

💡 یک‌سره بردند ز عالم سباق از مدد علم و دم اتفاق

💡 ب. احتمال هاى ياد شده بايد با سباق و سياق آيه مورد بحث، خطوط كلى معارف قرآنى، مبانى عقلى، قواعد ادبى هماهنگ و سازگار باشد؛ از اين رو احتمال هاى ناسازگار با وحى يا مخالف عقل يا ناهماهنگ با قواعد ادبى مقبول نيست.

💡 ورزشکار جوان با تلاش بسیار و تمرینات مداوم توانست در مسابقه دو سرعت برگزار شده در استادیوم بزرگ شهر، با اختلاف کمی از رقیبان خود موفق به سباق بردن شود.

💡 برای سباق بردن در رقابت‌های جهانی، ورزشکاران باید علاوه بر استعداد ذاتی، برنامه‌های غذایی بسیار دقیق و تمرینات فیزیکی بسیار سنگینی را به طور مستمر دنبال کنند.

💡 او پس از سال‌ها تمرین سخت و پشتکار فراوان، بالاخره موفق شد در مسابقات دوچرخه‌سواری منطقه، با پشت سر گذاشتن تمام حریفان، موفق به سباق بردن شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران