سایه خزک

لغت نامه دهخدا

سایه خزک. [ ی َ / ی ِ خ َ زَ ] ( اِ مرکب ) رستنی و نباتی باشد بقدر یک گز و با خطهای سفید که با نان خورند، هندش چچوندا گویند. ( برهان ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

رستنی و نباتی باشد

جمله سازی با سایه خزک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در کف او خار و سایه‌ش نیز نیست لیکتان از حرص آن تمییز نیست

💡 سایه هم ظلمت است با خورشید گرچه ننمود جز به روز سپید

💡 هنوز از دم او بر ازل بود سایه هنوز از سم او بر ابد نشسته غبار

💡 نیم ذره سایه بود آن بی‌خبر خواست تا خورشید درگیرد ببر

💡 هرگز نبسته سایه او نقش بر زمین کی نقش بندد آنکه مثال محمدست

💡 ز عاشق نماند به جز سایه‌ای چو خورشید عشق تو تابان شود

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز