سامجن مادون

لغت نامه دهخدا

سامجن مادون. [ ] ( اِخ ) روستائی از روستاهای دون حائط بود. ( احوال و اشعار رودکی سعید نفیسی ص 109 از اصطخری ص 310 ).

فرهنگ فارسی

روستائی از روستاهای دون حائط بودند

جمله سازی با سامجن مادون

💡 شاید برای شما جالب باشد چرا که ماهی قرمز توانایی تفکیک تابش مادون قرمز که توسط چشم انسان قابل رویت نیست را دارا می باشد. همچنین زنبور عسل توانایی دیدن نور ماوراء بنفش را دارد.

💡 هرچه مادون حق آمد پیش مادون آن بود نام حق را هیچ بر مادون نمی باید نهاد

💡 آنچه از دونست از بالا نمیباید گرفت وآنچه عالی بود، بر مادون نمی باید نهاد

💡 کوک برای عملکرد برجسته خود به عنوان یک افسر نظامی شناخته می‌شد؛ انضباط سخت‌گیرانه‌ای که او بر سربازان مادون خود اعمال می‌کرد با انضباط بارون فون اشتویبن مقایسه می‌شد. در جریان جنگ، کوک بر یک اسب نر کَهَر به‌نام روبوک سوار بود.

💡 طاقت بار ملامت نبود گردون را وین شرف شیفتگان راست نه هر مادون را

💡 برای شناسایی نزدیک در نظر گرفته شده، و انتقال داده‌ها و ضبط تصاویر (دارای اشعه مادون قرمز) با وضوح بالا.

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز