سام بنی سنان
لغت نامه دهخدا
سام بنی سنان. [ م ِ ب َ س َ ] ( اِخ ) قلعه ای است در مغرب جبال صنهاجه مضاف الی بنی سنان. قبیله ای است که ممکن است از طایفه بربر باشد. ( معجم البلدان ).
جمله سازی با سام بنی سنان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از طعن و ضرب تیغ و سنان در صف نبرد بر هر نئی صریر نهاد و بسر رسید
💡 752 - عن عبدالله بن سنان قال: سمعت ابا عبدالله عليه السلاميقول: من اعان ظالما على مظلوم لم يزل الله عليه ساخطا حتى ينزع عن معونته.
💡 (عبداله بن سنان ) گويد: بر امام صادق (در مسجد) وارد شدم در حالى كه ايشان نمازعصر را خوانده بود و رو به قبله نشسته بود.
💡 دل پاره از تیر، تن از سنان چاک رخها پر از گرد، لب ها پر از خاک
💡 دیده ها واله نظارهٔ مژگان خوشی ست آن سنان مژهٔ حلقه ربا را دریاب
💡 سنان بن ثابت (۸۸۰–۹۴۳م) مترجم، پزشک، فیزیکدان، ورزشکار و ستارهشناس بود.