ساعت رملی

مترادف‌ها

ساعت شنی

لغت نامه دهخدا

ساعت رملی. [ ع َ ت ِ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ساعت ریگی. ساعت سنگی. ساعت شنی. ساعت ماسه ای. ریگدان. رجوع به ساعت ماسه ای شود.

فرهنگ فارسی

ساعت ریگی

جمله سازی با ساعت رملی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ای تیغ کوه‌، راه نظر ساعتی ببند وی پیک صبح در پس کُه لحظه‌ای بپای

💡 محرم‌معنی‌نه‌ای‌،‌فرصت‌شمار وهم باش شیشهٔ از می تهی پامال ساعت می ‌شود

💡 مگر به شیشه ی ساعت کنند بعد از مرگ که دست صرصر غم بر غبار من نرسد

💡 دست چون شمشیرشان هر ساعتی در پای ظلم بر سر میدان بیدادی بریزد خون عدل

💡 اگر ناگه حسود تو کند عصیان تو پیدا شود اندر دلش آتش به ساعت بی گمان عصیان

💡 زین دم عیسی که هر ساعت سحر می‌آورد عالمی بر خفته سر از خاک بر می‌آورد

💡 در اتاق‌های مطالعه کلاسیک، قرار دادن یک ساعت رملی زیبا بر روی میز، جلوه‌ای از هنر و اصالت را به فضای اتاق می‌بخشد.

💡 ساعت رملی با حرکت ریز شن‌های داخل خود، مفهومی عمیق از گذر زمان و ناپایداری لحظات زندگی را به بیننده منتقل می‌کند.

💡 با وجود تمام ابزارهای دیجیتال امروزی، هنوز هم ساعت رملی به عنوان یک وسیله دکوری بسیار محبوب در میان علاقه‌مندان به اشیاء قدیمی شناخته می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران