فرهنگستان زبان و ادب
{associative mechanism} [شیمی] سازوکار یک واکنش جانشینی که شامل حد واسطی با عدد همارایی بیشتر از همتافت اولیه است
{associative mechanism} [شیمی] سازوکار یک واکنش جانشینی که شامل حد واسطی با عدد همارایی بیشتر از همتافت اولیه است
سازوکار یک واکنش جانشینی که شامل حد واسطی با عدد همارایی بیشتر از همتافت اولیه است.
💡 رئومتر در واقع یک ابزار آزمایشگاهی است که برخلاف وسکومترها جهت اندازهگیری برخی مشخصههای بتن از جمله ویسکوزیته و تنش برشی به کار میرود. سازوکار عملکرد این وسیله به این صورت است که در آن از طریق بررسی توان مورد نیاز برای چرخش یک سطح و پره در داخل نمونه، پارامترهایی چون ویسکوزیته و تنش تسلیم اندازهگیری میشود.
💡 در هر یک از دو رکن فوق، برای تصمیمگیری دربارهٔ هر مسئلهای، به جز مسائل شکلی (مثل تعیین اعضای شورای اجرایی یا سازوکار و ساختار کمیسیونها)، اجماع همهٔ اعضا (به جز کشورهای درگیر مناقشه) لازم بود. جامعه در نظر داشت اختلافات را با رضایت حل کند و نه با دستور.
💡 فرض معمول این است که کودکان دچار این اختلال سازوکار درونی به شدت توزیعشدهای از روابط دارند که میتواند به مشکلات بینفردی و رفتاری در زندگیشان منجر شود. تحقیقهای انگشتشماری دربارهٔ اثرات این اختلال در طولانیمدت وجود دارد، همچنین شفافیتی در مورد وجود این اختلال پس از سن پنجسالگی وجود ندارد.
💡 جایزهٔ نوبل ۲۰۱۵ شیمی به منظور کار بر روی سازوکار مولکولی فرایندهای بازسازی دیانای، به توماس لیندال، پال مودریچ و عزیز سنجر اعطا گردید.
💡 این افزایش بازده کشاورزی جهانی از لایه مه آتشفشانی، همچنین بهطور طبیعی به عنوان نتیجه سایر ذرات معلق در هوا است که لزوماً از آتشفشانها منتشر نمیشود که نمونه آن آلودگی هوا با دود نسبتاً غلیظ است و طی آن، همان سازوکار پدید خواهد آمد.