لغت نامه دهخدا
سارق الید. [ رِ قُل ْ ی َ ] ( ع ص مرکب ) ضعیف الید و کم زور. ( ناظم الاطباء ).
سارق الید. [ رِ قُل ْ ی َ ] ( ع ص مرکب ) ضعیف الید و کم زور. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در پی رویدادی غیرمنتظره، یک سارق به نام هری لاکهارت، در محل انتخاب بازیگران یک فیلم هالیوودی حاضر میشود و به طور اتفاقی برای بازی در نقش یک کارآگاه انتخاب میشود.
💡 سارق و قاتل ز هر سو گرد شد بر گردشان زین قبل انبوه شد جیشی بدان مستکملی
💡 تعارفات بيش از حد و نداشتن شهامت نه گفتن، نابودگر فرصت ها است. بيشتر افرادكه در زندگى شكست هاى ناشى از اتلاف فرصت ها را يدك مى كشند و در برنامه ها باانبوهى از كارهاى نيمه تمام و فعاليت هاى زخمى رو به رويند، تنها بدان سبب است كهنمى توانند پاسخ نه دهند، به همين علت در دام اين سارق گرفتار مى شوند.
💡 درگیری سنگین با عراق، عقبنشینی تاکتیکی ایرانیها از شلمچه تا یک کیلومتری پل نو و آزاد کردن اسرای عراقی. مبارزه با جاسوسان و بازداشت افراد مشکوک و سارقین منازل
💡 دراگون سارقی است که در زمینهٔ هنرهای رزمی تعلیم دیده است و تصمیم به استفاده از تواناییهایش در راههای خوب میگیرد. او در کنار بتمن، برنز تایگر و لیدی شیوا، بهعنوان یکی از برترین رزمیکاران دنیای دیسی به شمار میرود.
💡 کاروان را پیشوا باید کسی کاندر طریق صادق از سارق شناسد طرف راه از ژرف چاه