فرهنگ معین
( ساخته آمدن ) ( ~. مَ دَ ) (مص ل. ) آماده شدن.
( ساخته آمدن ) ( ~. مَ دَ ) (مص ل. ) آماده شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غم عشق تو که خو کرده به جانهای عزیز سخت با محتشم سوخته جان ساخته است
💡 نور جمال سیدم عالم منور ساخته در چشم مست من نگر کز نور رویش روشنست
💡 تا در آیینه دیگر نشناسم خود را بی تو هر لحظه به رنگ دگرم ساخته اند
💡 ما دل آشفته لطف و کرم دوست نه ایم عاشقانیم که با جور و ستم ساخته ایم
💡 عجب نباشد، اگر ساخته شوند بطبع ز یمن عدل تو چون دو برادر آتش و آب
💡 آن کس که به عشق، بسته پیمانِ درست در کفر نهان ساخته ایمانِ درست