فرهنگستان زبان و ادب
{phonological structure} [زبان شناسی] توالی قاعده مند واحدهای واجی
{phonological structure} [زبان شناسی] توالی قاعده مند واحدهای واجی
توالی قاعدهمند واحدهای واجی.
💡 برافروخت آتش، بکرد آب گرم ز پشمینهاش جای آرام ساخت
💡 بایزد گشسب آن زمان دست آخت به بیهوده بربند و زندانش ساخت
💡 نگر تا چه بد ساخت آن بیوفا مر او را چه پیش آورید از جفا
💡 چو شاه عشق مطلق رایت افراخت ز صحرای عدم لشگر روان ساخت
💡 بحق آنکه تن را جفت جان ساخت خرد را کارفرمای جهان ساخت
💡 سطرلاب دوری که فرزانه ساخت برآیین آن جام شاهانه ساخت