زیبا خصال

لغت نامه دهخدا

زیباخصال. [ خ ِ ] ( ص مرکب ) نیک خوی. زیباخوی. خوشخوی:
نکوروی و خوشخوی و زیباخصال
ز پانصد یکی را فزونست سال.نظامی.

فرهنگ فارسی

نیک خوی زیبا خوی

جمله سازی با زیبا خصال

💡 نشاید شاهد زیبا نبخشاید می حمرا به صورت چون که زیبایی به معنی کار زیبا کن

💡 · تدریس و مدیریت آموزشگاه هنرهای زیبا – ۱۳۶۵ – خیابان ابن سینا تهران

💡 بارم اندر دل از آن سیب زنخ هست مدام وز فراق رخ زیبای تو چون به زردم

💡 عشق در هرجا نقاب از روی زیبا می‌کشد سرمهٔ یعقوب در چشم زلیخا می‌کشد

💡 گر صبا بگذرد از تربت ما سوختگان به هوای رخ زیبای تو گلبیز کنیم

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
دول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز