زنهار نهادن

لغت نامه دهخدا

زنهار نهادن. [ زِ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) به امانت سپردن. امانت دادن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
هر آنکس که زنهار خواهد نهاد
خدایا بدست تو بایدش داد.شمسی ( یوسف و زلیخا، یادداشت ایضاً ).رجوع به زنهار و زینهار و ترکیبهای این دو کلمه شود.

جمله سازی با زنهار نهادن

💡 زنهار تا ايشان را از ديگران نشمرى و با هر كس برابر نكنى و به چشم ظاهر در ايشاننظر نكنى. بيت:

💡 مرهم به علاج آمده، زنهار مگویید کاین زخم به اندازهٔ بازوی که دارم

💡 مدار دلبری برنعل وارون است خوبان را مشو زنهار صائب ناامید ازچین ابرویش

💡 به گلشن بالم ای صیاد زنهار از قفس مگشا چه داند فرق دام و آشیان صیدی که بسمل شد

💡 با آنکه بی نظیرست از روشنان گیتی زنهار تا نخوانی الاهش الله الله

💡 و به درستى كه سرگذشت عيسى نسبت به قيامت علم آور است، پس زنهار كه در امر قيامتشك نكنى، و مرا پيروى كن كه اين است صراط مستقيم (61).

اعمال کردن یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
کیری یعنی چه؟
کیری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز