زل و زنده
لغت نامه دهخدا
زل و زنده. [ زِ ل ُ زِدَ / دِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) در هشتادسالگی زل و زنده است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). در تداول، سرخوش و توانا و عاری از ناتوانی و شکستگی. سرزنده.
فرهنگ فارسی
در هشتاد سالگی زل و زنده است در تداول سرخوش و توانا و عاری از ناتوانی و شکستگی. سر زنده.
جمله سازی با زل و زنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همچنین به یادبودِ زندهشکافیِ ۲۳۲ سگ در همانجا و در طولِ سالِ ۱۹۰۲.
💡 3 - روزى كه مجداً زنده مى شود و مى بيند آنچه را در دنيا نديده است.
💡 زنده نباشد دل من گر به مهش دل ندهم عقل ندارد سر من گر ز نباتش نچرم
💡 تا هست سخن، زنده بود نام سخنور ارواح غزالان ختا شاد کند مشک
💡 چون من به تو در همه جهانم زنده یک لحظه مباد بی تو جانم زنده
💡 علم و قدرت چو نعت هر زنده است بصر و سمع از او نماینده است
💡 با وجود گذشت سالهای طولانی از دوران جوانی، او هنوز هم بسیار زل و زنده است و با انرژی زیاد فعالیتهای روزمره خود را انجام میدهد.
💡 کودک کوچکی که با هیجان و شور و شوق در باغ میدوید، ظاهری بسیار زل و زنده داشت که لبخند را بر لبان هر بیننده مینشاند.
💡 تیم ورزشی ما در بازی امروز بسیار زل و زنده ظاهر شد و با سرعت و قدرت بالا توانست بر حریف خود به راحتی غلبه کند.