زبانه گشادن

لغت نامه دهخدا

زبانه گشادن. [ زَ ن َ / ن ِ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) (...میزان ): دلالت میزان ( ترازو ) بر وزن. || در این بیت نظامی، کنایت است از «حکم » ستاره میزان. ( به اصطلاح احکامیان ):
میزان چو زبان مرد دانا
بگشاده زبانه با زبانا.نظامی.

فرهنگ فارسی

دلالت میزان ( ترازو ) بر وزن

جمله سازی با زبانه گشادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نَفَحاتُ وَصلکَ اَوقَدَت جَمَرات شَوقکَ فِی الحَشا ز غمت به سینه کم آتشی که نزد زبانه کما تشا

💡 به وصف گرمی آب و هوا درین ایام زبانه‌ایست مرا در دهن به جای زبان

💡 هنگامى كه آتش درون، مرا چون درون زبانه آتش مى سوزاند. آب مى نوشم. اما، آب رابر سوزش خود بى اثر مى بينم، چنانست كه گويى آب، هيزمى ست در كام آتش.

💡 در سال ۲۰۱۱ خیریه‌ای برای دادن مشاوره رایگان چند زبانه (OLTAS) راه‌اندازی شد و به پناهجویان و پناهندگان بزبان خودشان مشاوره می‌داد.

💡 کشیده لاله شراب شبانه از رگ سنگ چو شعله خونش ازان زد زبانه از رگ سنگ

💡 دادش چو سرخط عفو آن سرمدی نشانه زد از شراره شوق پا تا سرش زبانه

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز