لغت نامه دهخدا
زاهدنواز. [ هَِ ن َ ] ( نف مرکب ) آنکه مینوازد و سرپرستی میکند مردمان گوشه نشین را. ( ناظم الاطباء ).
زاهدنواز. [ هَِ ن َ ] ( نف مرکب ) آنکه مینوازد و سرپرستی میکند مردمان گوشه نشین را. ( ناظم الاطباء ).
آنکه مینوازد و سرپرستی می کند مردمان گوشه نشین را
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حدیث زهد و قناعت ز من نیاید خوش غزلسرای به آید ز زاهد زراق
💡 چون زاهدان به مهره گل دل نبسته ام از سبحه بیش غیرت ز نار می کشم
💡 با حضرت عشقیم و ز عقلیم منزه بر ما چه زنی طعنه تو ای زاهد احمق
💡 مرد زاهد میشنید از میر آن زیر پشم آن رسنتابان نهان
💡 اگرچه ساغر پیمانه بشکند زاهد ببوی ساغر و پیمانه بشکند پیمان