زاج سوری
لغت نامه دهخدا
زاج سوری. [ ج ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زاج سرخ. بسیار شبیه میطرانا است و جمعی بغلط آنها را یکی دانسته اند. دارای بوئی تند و قی آور است. جوف یک نوع از زاج سوری که در مصر بدست می آید تیره متخلخل وجوف نوع دیگری از آن روشن و شفاف است. این دو نوع از لحاظ خواص با یکدیگر تفاوت بسیار دارند. ( از مفردات ابن بیطار ).
فرهنگ فارسی
زاج سرخ بسیار شبیه میطرانا است و جمعی به غلط آنها را یکی دانسته اند
جمله سازی با زاج سوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از ۲۷ ژوئیه، نیروهای دولتی و شورشیان، نبرد را برای تصرف بزرگترین شهر سوریه، حلب، آغاز کردند. سازمان ملل متحد گزارش میدهد که بیش از ۲۰۰٬۰۰۰ پناهجوی سوری از زمان آغاز جنگ، کشور را ترک کردهاند.
💡 باغبان برگرفته دل بماه دی زگل پر کند هر بامدادی از گل سوری کنار
💡 در این جنگ لشکر عادل شاه فرزند شیرشاه سوری از لشکر ایرانی و بلوچ همایون شکست سختی خورد و دهلی از تصرف افغانها خارج گردید.
💡 در پی این اقدام سوریه، عراق نیز در اقدامی تلافیجویانه کمکهای مالی و نظامی خود را به مخالفان حضور نظامیان سوری در لبنان بیشتر کرد.
💡 شاها می سوری نوش ایرا به چمن در بگرفت می سوری جای گل رعنا
💡 بهر صبوح از درم مست در آمد نگار غالیه برده پگاه بر گل سوری بکار
💡 تجار در مسیرهای جاده ابریشم، زاج سوری را به عنوان یکی از کالاهای تجاری مهم برای مصارف دارویی و صنعتی به نواحی مختلف منطقه منتقل میکردند.
💡 کیفیت زاج سوری در بازارهای قدیم بسیار مورد توجه بود و معاملهگران بر اساس خلوص و ویژگیهای ظاهری آن، قیمتهای متفاوتی را تعیین میکردند.
💡 استفاده از زاج سوری در فرآیندهای رنگرزی پارچههای ابریشمی باعث میشد که رنگها ماندگاری بیشتری داشته باشند و با شستشو به راحتی از بین نروند.