ریش بچه

لغت نامه دهخدا

ریش بچه. [ ب َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) موی زیرلب. عنفقة. ( دهار ). چند موی زیر لب که یکجا انبوه باشند و آن را به عربی عنفقة خوانند. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). موی پاره ای میان لب زیرین و زنخ. ( یادداشت مؤلف ). || ریش کوچک. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

موی زیر لب. یا ریش کوچک

جمله سازی با ریش بچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طلب کرد او را به نزدیک خویش دلش از غم سام یل گشت ریش

💡 یارب غم دلبر ز روانم برگیر درد از دل ریش ناتوانم برگیر

💡 قضای بد نگر کآمد مرا پیش خسک بر خستگی و خار بر ریش

💡 جان زخم سر زلف تو گرداند ریش دل زان دو لب لعل تو می باید عیش

💡 مشو ایمن که کم یا بیش گردد ز نیش او ترا دل ریش گردد

💡 گفت « رخم گرچه زبانی‌فَش است ایمنم از ریش‌کشان هم خوش است»

نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
تلوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز