ریسۀ صفر

فرهنگستان زبان و ادب

{gap} [رمزشناسی] صفرهای متوالی در یک دنبالۀ دودویی که بیت پیش و پس از آن یک باشد

جمله سازی با ریسۀ صفر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن خسته ام که در تب صفر او جوش خون فصادش، آتش جگر و شعله نشتر است

💡 ده و دو نامه در آن فن نبشت کز تدبیر ز صفر فضه توان کرد از نحاس ذهب

💡 گه صفر دهان تو و گه موی میانت نگذاشت بقایی ز وجود و عدمی چند

💡 شاهنشهیِ دورهٔ کسرا نمود کسر تا صفر زان زیاد به غیر از گدا نکرد

💡 این گنج صرف دارد و آواز در میان نه و آن همچو صفر خالی و آوازهٔ مزور

💡 دل از هستی تهی ناگشته در تحقیق شک ‌دارد مگر این نقطه ‌گردد صفر تا روشن شود صادش