روز برامد

لغت نامه دهخدا

( روز برآمد ) روز برآمد. [ ب َ م َ ] ( اِ مرکب ) هنگام طلوع آفتاب. وقت برآمدن روز: سیصد مرد را از شارستان بکشت از وقت روز برآمد تا نیمروز و غارت کردند و رفت آنچه رفت. ( تاریخ سیستان ).

فرهنگ فارسی

( روز بر آمد ) هنگام طلوع آفتاب. وقت بر آمدن روز

جمله سازی با روز برامد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو بردند آن صنم را در بر دار برامد بانگ زاری بر سر کار

💡 برامد چاوش خورشید ناگاه که تا خالی شد از نظّارگی ماه

💡 منادی گر برامد از زمانه که روز و شب فرو شد جاودانه

💡 چو شد روی هوا از صبح روشن برامد روی دریا همچو جوشن

💡 برامد نالهٔ نای از در شاه غبار از پای میشد تا سرماه

💡 بآخر چون برامد یک مه و نیم فرو شد ماه آن خورشید اقلیم

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز