لغت نامه دهخدا
روبه بازی کردن. [ ب َه ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روباه بازی کردن. رجوع به روباه بازی کردن شود:
روبه بازی مکن در صف عشاق زانک
زشت بود پیش گرگ شیر کند آهویی.ابوالفرج رونی.
روبه بازی کردن. [ ب َه ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روباه بازی کردن. رجوع به روباه بازی کردن شود:
روبه بازی مکن در صف عشاق زانک
زشت بود پیش گرگ شیر کند آهویی.ابوالفرج رونی.
روباه بازی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیر مردی را اگر بینند این روبهوَشان خرد با سرپنجهای خوی پلنگی میکنند
💡 1 - شبها و روزهاى طولانى و بيش از 24 ساعت، تنها مربوط به كشور ((فنلاند)) وبعضى از نقاط ممالك ((اسكانديناوى )) نيست، بلكه كليه نقاطى كه بالاتر از مدار5/66 درجه قرار دارند با چنين وضعى روبه رو مى شوند.
💡 نام این شهر از چهار جزیرهای گرفته شدهاست که در دریای روبهروی شهر واقع شدهاند.
💡 بیشهٔ عشق تو منزلگه هر روبه نیست من هم از شیردلی جای در این بیشه کنم
💡 در یک مدرسهٔ شبانهروزی دخترانه، «مانوئلا» عاشق یکی از معلمانش شده و با عواقب وحشتناکی روبهرو میشود….
💡 نی همین آشفتهای چون زلف داری روبهرو همچو کاکل نیز یک جمع پریشان در قفاست